تبليغاتX
cinematogeraf"سایت سینماتوگراف"

خانه | پست الکترونیک | آرشیو

cinematogeraf"سایت سینماتوگراف"

سایت سینماتوگراف تنهاسایت اختصاصی سینمای ایران


لینکستان سایتهای ما

  صفحه اصلی سایت       تمام تیترهای این سایت     نظرسنجیهای وابسته به سایت ما       


سایت کهکشان دانش         افشانیوز                  خبرگزاری سینمانوجوان ایران


      سایت تاریخ ایران                               سایت طنز وسرگرمی جهت اطلاع


سایت مذهبی صور اسرافیل           سایت جمهوری مشهد

نظردهید



+ نوشته شده برای یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389 برای ساعت1:0 توسط مجتبی گروسی

برای ورود به سایت سینماتوگراف کلیک کنید

 

تماس با ما



+ نوشته شده برای شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 برای ساعت0:2 توسط مجتبی گروسی

با الگو گرفتن از زنان ايراني باحجاب شدم

 مجتبی گروسی-سینماتوگراف:حنان ترك بازيگر محجبه سينماي مصر كه چندي پيش حجاب اختيار كرده است، گفت: وقتي زنان ايراني را در سينما ديدم كه با پوشش در سينما نقش بازي مي‏كنند، فهميدم كه مي‏توان هم دين‌دار بود و هم هنرمند. «حنان ترك» بازيگر مصري با اشاره به هفت سال تفكر براي انتخاب حجاب، گفته بود: اين دوران، دوران زيانباري بود و اي كاش از روز اول حجاب را انتخاب كرده بودم.
اين بازيگر در پاسخ به اين سؤال كه با حجابت به كجا مي‌خواهي برسي، گفته بود: مدتي ستاره اهل زمين بودم و از خدا مي‌خواهم تا مرا به ستاره آسمان‌ها تبديل كند.
وي گفت: با الگو گرفتن از زنان ايراني با حجاب شدم. وقتي زنان ايراني را در سينما ديدم كه با پوشش در سينما نقش بازي مي‏كنند، فهميدم كه مي‏توان هم دين دار بود و هم هنرمند!
حنان ترك بازيگر مشهور سينماي مصر خبرهاي منتشر شده درباره پوشيدن و نپوشيدن كلاه‌گيس در يكي از فيلم‌هاي پيش روي خود را تكذيب كرد.
وي كه قرار است به زودي در سريال مصري «گربه‌هاي كور» بازي كند بر التزامش به حجاب خود تأكيد كرد و گفت: التزام من به حجاب مانعي بر اجراي نقش‌هاي متفاوت در سينما نيست.
حنان ترك با ابراز تعجب از آنچه درباره او منتشر شده گفت: محمود كامل، كارگردان سريال «گربه‌هاي كور» با من درباره پوشيدن كلاه گيس صحبتي نكرده است.
وي در پاسخ به سؤالي درباره اين كه كارگردانان معتقدند استفاده از حجاب در خانه‌ها براي بيننده قانع كننده نيست، گفت: من با بسياري از مردم مصر در رابطه‌ام و نظر آنان به اين شكل نيست.
ترك همچنين گفت: من قلبا با پوشيدن كلاه‌گيس و يا موي مصنوعي موافق نيستم اما ترجيح مي‌دهم در اين باره صحبت نكنم.


+ نوشته شده برای سه شنبه دوازدهم مرداد 1389 برای ساعت19:15 توسط مجتبی گروسی |

خشت اول داوري‌ها كج گذاشته شد

خشت اول

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: هنوز چند روزی از اسفند سال 1388 نگذشته بود که افتتاحیه جشنواره ای با عنوان "جشنواره جوان ایرانی" با مدیریت سازمان ملی جوانان سروصدای زیادی برپا کرد. موضوع اخبار هم بیشتر حول حاشیه های برگزاری افتتاحیه، حضور و غیبت برخی افراد در این مراسم و همچنین ابراز شگفتی از تعیین دبیران بخش های این جشنواره و به‌ويژه سخنگوی آن، (خانم شبنم قلی خانی- بازیگر) بود. هفت داور این جشنواره که با هدف شناسایی و معرفی جوانان موفق ایرانی از عمق روستاهای کشور تا مرکز پایتخت ایران در 13 رشته برگزار شد، چهره‌هاي تلویزیونی بودند. دبیر بخش قرآن فرزاد جمشیدی، حمید گودرزی در بخش فیلم، علی سلیمانی دبیر بخش هنر نمایشی، بخش موسیقی روزبه نعمت اللهی، امیر حسین مدرس دبیری بخش ادبیات و طنز، بخش رسانه محمد رضا حسینیان و همچنین الهام حمیدی داوری جوان بخش جوان ایرانی خارج از کشور را برعهده گرفت.

انتخاب دبیران به روش مشهور بودن و چهره بودن افراد نکته ای است که باعث می شود تبلیغاتی بودن جشنواره و انجام برای بیلان کار بیش از پیش به ذهن بیآید. همچنین گسترده نبودن داوران و انتخاب اکثریت آنها از میان هنرمندان تلویزیون موجب شده تا فعالان و آگاهان نسبت به مسایل جوانان از نتیجه این جشنواره متناسب با اهداف جشنواره ابراز نگرانی کنند.

نکته قابل توجه اینکه ورود ضرب الاجلی به این جشنواره که با هدف جایگزینی و ارتقای جشنواره "حضرت علی اکبر(ع)" بود، موجب شد تا داوری و اجرای بخش های مختلف آن شاهد کاستی ها و ناهنجاری هایی باشد.


اختتامیه ها تایید کننده نگرانی منتقدین به افتتاحیه


اختتامیه بخش های مختلف این جشنواره هم با حضور شخصیت های گوناگون سیاسی و در مدلی تبلیغاتی برگزار شد که فضای ذهنی برخی منتقدین نسبت به وجود کار تبلیغاتی با مایه ضعیف را تقویت می کرد.

برگزاری اختتامیه ها در هتل المپیک، مرکز همایش های برج میلاد، کاخ موزه نیاوران، اریکه ایرانیان، کاخ موزه گلستان و با حضور افراد سرشناس و شاخص مانند آیت الله صدیقی امام جمعه موقت تهران، آیت الله مقتدایی رییس مرکز حوزه‌های علمیه، حدادعادل رییس کمیسیون فرهنگی، رحیمی معاون اول رییس جمهور، ضرغامی رییس سازمان صدا و سیما، دارابی قائم مقام سازمان صداوسیما و عضو جمعيت ايثارگران انقلاب، وزرای ارشاد، کار، تعاون و دفاع و دوبار حضور اسفندیار رحیم مشایی هرچند می تواند به عنوان یک نقطه مثبت برای این جشنواره تلقی شود، اما بیش از هر چیز جمله حدادعادل را با قرائتی نو در ذهن تداعی می کند که "بذرپاش در حال بذر پاشیدن برای آینده است".

در مورد داوران جشنواره هم نگرانی ها تایید می شود و در طول نزدیک به پنج ماه برگزاری جشنواره، تنها در هفته های آخر شاهد حضور پررنگ امثال خانم شبنم قلی خانی در تبیین جشنواره جوان ایرانی داشتیم که خود مهر تاییدی بر بی تجربه بودن این افراد و استفاده تبلیغاتی از آنان بود.

هرچند کار برخی از این داوران چهره مانند حمید گودرزی به منزل آخر هم نرسید و همان ابتدای کار با وساطتت برخی افراد تاثیرگذار روی بذرپاش مانند مسئول دفتر سابق وی، گذاشته شد.

گودرزی در همان زمان ضمن ابراز شگفتی از این مسئله می گوید: "ما را به اتاقي بردند. من فكر مي‌كردم الان اتاقي را آماده مي‌كنند تا ما به سئوالات جواب بدهيم. يك دفعه آمدند و گفتند كار تعطيل است. گفتم براي چي؟ گفتند يك آقاي آشتياني نامي گفتند. به يكي از دوستاني كه پيش من بود، گفتم برويد و بگوييد كه ما جلسه را تعطيل نكرده‌ايم. آ‌ن‌ها گفتند نمي‌خواهد شما بگوييد، ما خودمان اين كار را انجام مي‌دهيم."


حاشیه هایی پررنگ تر از متن


هر چند در تأثیرگذاری کلیت جشنواره جوان ایرانی بر ایجاد انگیزه و شور و تحرک در اقشار مختلف جوانان شکی نیست، اما نبود مدیریت منسجم و نظارت کیفی و کمی ضعیف روی جشنواره، موجب شد تا با ايجاد برخي حاشیه ها، این جشنواره نیازمند بازنگری اساسی باشد.

تک خوانی خانم معلول درجشنواره جوان با توانایی خاص، حضور خواننده غیر مجاز(شهرام شکوهی) در اختتامیه هنرهای تجسمی، حضور میترا حجار بازیگر ایرانی که در خارج از کشور چند فیلم بدون حجاب بازی کرده است و مجددا به کشور بازگشته، در جشنواره جوان ایرانی خارج از کشور، و هیجان افراطی و بی بند و باری و همهمه در سخنرانی بذرپاش در اختتامیه جشنواره موسیقی، که حتی به حذف برخی از عکس های این مراسم از خبرگزاری ها منجر شد، گوشه ای از حاشیه های این جشنواره بوده است.

اما در بخش هنرهای نمایشی از آنجا كه اين جشنواره با تبليغات وسيع در سطح كشور فعاليت خود را آغاز كرد و يكي از شعارهاي اساسي آن جوان و كشف استعدادهاي جوان به خصوص استعدادهاي شهرستاني بود و اميد آن مي رفت كه در اين جشنواره ملي، حضور شهرستان ها پر رنگ تر باشد اما متاسفانه اين اميد با اعلام متون پذيرفته شده در بخش هنرهاي نمايش كه 29 اثر از 50 اثر را شهر تهران به خود اختصاص مي داد، از بين رفت.

در بخش رسانه هم که با داوری افرادی همچون محکی رییس موسسه همشهری (ارگان مطبوعاتی شهرداري تهران) از خبرنگاران اصلاح طلب همشهری جوان، همشهری ماه، اعتماد، روزنامه خبر، همشهری، خبرگزاری مهر و چند روزنامه دست چندمی اصلاح طلب شهرستان ها تقدیر و تشکر شد تا از این پس خبرنگاران متعهد و دلسوز و انقلابی به فرموده سازمان ملی جوانان، خبرنگاران اصلاح طلب را آیینه فعالیت خود قرار دهند!

در بخش سرباز جوان، وحیدی وزیردفاع و فرمانده نیروی زمینی ارتش در مصاحبه هایی تاکید می کنند که خوب است جوان ها تا قبل سربازی ازدواج نکنند و دخترشان را هم به جوانی که سربازی نرفته باشد، نمی دهند! البته با حساب این مصاحبه ها جوانان تا قبل از 25 سالگی در صورت اخذ لیسانس و 28 سالگی در صورت اخذ فوق لیسانس کلا قید اجرای دستور دین و سفارش پیامبر را بزنند!


حرف آخر


مطمئنا جملات بالا تاکید بر دقت بیشتر در نحوه برگزاری و چگونگی مدیریت برنامه های این جشنواره دارد تا ایرادهایی همچون موارد یاد شده، اصل این جشنواره ملی را زیر سئوال نبرد. امید است دست اندرکاران سازمان ملی جوانان با استماع نقد منصفانه رسانه ها به رفع کاستی ها بپردازند تا در کشوری که جوانان نمونه آن مانند شهید باقری یا قهرمان کتاب دا الگوی خود را فرزند رشید اباعبدالله الحسین، حضرت علی اکبر علیهم اسلام و حضرت زینب سلام الله علیها قرار دادند، عده ای نتوانند الگوهاي ديگري را به خورد جامعه جوان ايراني بدهند.
 

 



+ نوشته شده برای سه شنبه پنجم مرداد 1389 برای ساعت11:10 توسط مجتبی گروسی |

200میلیون تومان برای یک فیلم آبکی!

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: محمدرضا گلزار" از هنرپیشه های سینمای ایران که سال گذشته برای 3 روز بازی در فیلم "دموکراسی تو روز روشن" 90 میلیون تومان دستمزد گرفته بود،در آخرین پیشنهادش برای بازی در یک فیلم دستمزد های 150 تا 200 میلیونی پیشنهاد داده است و این در حالی است که هفته نامه سینما، همچنان بحث رفع ممنوع التصویر بودن وی را از سال گذشته تا کنون در هاله ای از ابهام عنوان کرده است!

این افزایش دستمزد گلزار در شرایطی عنوان می شود، که اعلام دستمزد 70 میلیونی وی برای بازی در فیلم "دو خواهر" در سال گذشته، منجر به افزایش نجومی دستمزد سایر هنرپیشه های سینما گردید تا جایی که میزان افزایش دستمزدها در آن مقطع بین 3 تا 4 برابر افزایش داشته است.

یکی از دلایل هزینه های تولید فیلم در ایران،دستمزدهای هنرپیشه ها می باشد، بگونه ای که گاه 40 و یا حتی 50 درصد هزینه تولید یک فیلم، مربوط به دستمزدهای هنرپیشه های آن فیلم است و در نهایت تهیه کنندگان، به منظور کاهش احتمال نفروختن فیلم و ورشکستگی، مجبور به تولید هر اثر مبتذل و سطحی می شوند


+ نوشته شده برای چهارشنبه سی ام تیر 1389 برای ساعت12:43 توسط مجتبی گروسی |

حامدبهداد: «خسرو شكيبايي» نگفت ولي من بلند مي‌گويم كه خوبم+لینک دانلود

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: حامد بهداد شب گذشته در برنامه تلويزيوني هفت با بيان اين كه من سطح فرهنگ بازيگري را بالا بردم و بازيگري را در نسل جوان خودم، به مرحله بعدي بردم و نيم نمره به آن اضافه كردم، گفت: «خسرو شكيبايي» داد نزد كه بازيگر خوبي است ولي من داد مي‌زنم. شب گذشته در برنامه سينمايي «هفت»، گفت‌وگوي «حامد بهداد» بازيگر فيلم سينمايي «هفت دقيقه تا پاييز» با «احسان ظلي‌پور» پخش شد.
اين بازيگر سينما در پاسخ به سوال خبرنگار هفت مبني بر اينكه قبول داري بازيگر تنبلي هستي و نقش‌هاي كوتاه ايفا مي‌كني و پول خوب مي‌گيري، بيان داشت: من پول خوب مي‌گيرم، چون حق من است. چون يكي از بهترين‌ بازيگرهاي اين مملكت هستم. من نقش كوتاه را طوري بازي مي‌كنم كه قيمت پيدا كند. دستمزد ما بازيگرها به مراتب از دستمزد خيلي خيلي از ورزشكارها كمتر است.
وي اضافه كرد: چه كسي مي‌تواند روي بازي هنري من قيمت بگذارد؟ مگر من سر بازي در «روز سوم» چقدر پول گرفتم. مي‌‌توان روي اين بازي قيمت گذاشت؟ مگر «خسرو شكيبايي» در فيلم هامون چقدر پول گرفته است؟ آيا گوهري كه در خاطرات مردم جاودانه مي‌شود، قيمت دارد؟ آيا من جلوي دوربين رقصيدم؟ آيا من آواز خواندم و دلقك بازي كردم؟ آيا من در سينماي مبتذل شركت كردم؟ من سطح فرهنگ بازيگري را بالا بردم. من بازيگري را در نسل جوان خودم، به مرحله بعدي بردم و نيم نمره به آن اضافه كردم. چون من يك جوانم و مي‌گويم من خوبم و اعتماد به نفس دارم با مذمت و شماتت روبرو مي‌شوم. «خسرو شكيبايي» داد نزد كه من خوبم ولي من مي‌گويم.
حامد بهداد اضافه كرد: سوپراستارهاي كذايي كه فقط به خاطر فروش‌ فيلم‌ها حاضر مي‌شوند، ميليون ميليون پول مي‌گيرند ولي من كه تماشاگر را از خانه‌اش بيرون مي‌آورم و او را دچار هيجان مي‌كنم، نبايد پول نخواهم.
وي ادامه داد: آيا دستمزد من با دستمزد بازيگرهايي كه تكرار سوپراستارهاي قبل از انقلاب هستند، برابري مي‌كند؟ اگر دستمزد من زياد است بايد بياييم راجع به پول تهيه‌كننده‌ها، سرمايه‌گذارها و علي‌الخصوص كساني كه در پخش اين سينما فعاليت مي‌كنند، حرف بزنيم. بياييد اين موضوع را علني كنيم تا ببينيم چه كسي پول به جيب مي‌زند. كساني كه سينما را يك سال اجاره مي‌‌كنند تا هر فيلمي را كه دل‌شان خواست پخش كنند و هر فيلمي را كه نخواستند، پخش نكنند. اين‌ها پول دارند و به ما زور مي‌گويند.
اين بازيگر در ادامه تصريح كرد: من تنبل نيستم. من بي‌انگيزه‌ام. من هميشه حقم به ناحق خورده شد. يكي از آن‌ها هم در همين فيلم «هفت دقيقه تا پاييز» بود.
وي در اين برنامه درخصوص اختلافش با هديه تهراني گفت: من هيچ اختلافي با خانم هديه تهراني نداشتم، ندارم و نخواهم داشت.
وي افزود: ما بازيگريم، ما همكاريم، ما آرتيستيم. ما بحث مي‌كنيم و حرف مي‌زنيم. دعوا مي‌كنيم ولي سر يك چيزي كه اسمش را مي‌گذاريم «اصل». ما سر فيلم‌هاي «آب‌دوغ‌خياري» كه سينما را به امروز كشانده، حرف نزديم. ما بحث مي‌كنيم براي اينكه خروجي خوبي داشته باشيم. من بحث مي‌كنم، نه سر فيلم‌هاي كشك و مبتذل، سر يك فيلم فرهنگي.
بهداد ادامه داد: من اگر با يك كارگردان بحث مي‌كنم، به خاطر اين است كه او يك استاد است مثل مسعود كيميايي، ناصر تقوايي، عباس كيارستمي، بهرام بيضايي و داريوش مهرجويي. اين‌‌ها سينماي صحيح را براي ما آوردند. من دانشجوي اين سينما هستم. من دانشجوي سينماي «نصف مال من، نصف مال تو» نيستم. من از اين سينما متنفرم. اين سينما به سينماي مملكت ما صدمه زده است.

لینک دانلود(حامد بهداد در برنامه هفت)



+ نوشته شده برای شنبه بیست و ششم تیر 1389 برای ساعت11:25 توسط مجتبی گروسی |

سالگرد درگذشت و رونمايي كتاب «خسرو شكيبايي»

بزرگداشت خسرو شکيبايي در ايوان شمس

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:  شامگاه يكشنبه 20 تير ماه طي مراسمي از كتاب مرحوم «خسرو شكيبايي» در ايوان شمس رونمايي شد و هنرمندان ياد و خاطره‌اش را گرامي داشتند. بنابر اين گزارش، مراسم راس ساعت 18 با تلاوت آياتي چند از كلام الله مجيد و پخش سرود ملي جمهوري اسلامي ايران آغاز شد و در ادامه اين برنامه، صداي زنده ياد «خسرو شكيبايي» براي حضار در سالن پخش شد.
به گزارش فارس، در ادامه «رضا رشيدپور» (مجري) اين برنامه روي سن آمد، به حضار در سالن خير مقدم عرض كرد و از «جمشيد مشايخي» دعوت كرد تا روي سن بيايد و چند كلامي براي حضار در سالن قرائت كند.

سخنراني جمشيد مشايخي در مراسم بزرگداشت خسرو شکيبايي

* مشايخي: يك هنرمند حرفهايش را با آثاري كه خلق مي‌كند، ارائه مي‌دهد
به گزارش فارس، مشايخي روي سن آمد و سخنانش را چنين آغاز كرد: به نام خداوند جان خرد، كزين برتر انديشه بر نگذرد. خوشحالم كه در جمع شما عزيزان هستم، اكثر شما عزيزان ميهمان نيستيد بلكه ميزبانيد.
در ادامه «جمشيد مشايخي» يك بيت از حافظ را براي حضار در سالن قرائت كرد و گفت: گر در سرت هواي وصال است ، بايد كه در گه اهل هنر شوي
اين پيشكسوت عرصه بازيگري ادامه داد: با تشكر از سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، به سهم خودم از آقاي «هادي منبتي» كه طرفدار هنر ايران زمين است، تشكر مي‌كنم و با افتخار به وجود نازنين معلم بزرگوارم «حميد سمندريان». به او نمي‌گويم استاد چرا كه ايشان من را به حقيقت رساند و او سمتي بالاتر استادي دارد. با تشكر ويژه از دلسوزاني كه زحمت كشيدند و اين كتاب را تهيه كردند و به هيچ وجه، قصد، نيت و چشمداشت مالي نداشتند بلكه اينها عاشق هنرمندان هستند.
مشايخي در پايان كلامش نيز افزود: مي‌دانم شما اهل شنيدن نيستيد بلكه يك هنرمند حرف‌هايش را با آثاري كه خلق مي‌كند، ارائه مي‌دهد. به گزارش فارس، در ادامه اين مراسم تصاويري از درگذشتگان سال 1389 با عنوان كليپ «ياد ياران» ساخته «فرامرز اميني» براي حضار در سالن به نمايش درآمد.

گفت و گوي شهاب حسيني با همسر خسرو شکيبايي


* شهاب حسيني: شادروان «خسرو شكيبايي» تجسم عينيت يافته خلوص بازيگري بود
در ادامه اين برنامه «شهاب حسيني» به روي سن آمد و در وصف شادروان «خسرو شكيبايي» سخن گفت. او سخنانش را چنين آغاز كرد: با عرض سلام و ادب و احترام به محضر استادان در سالن به خصوص استاد «حميد سمندريان» كه مفتخرم زير سايه حمايت ايشان وارد دنياي بازيگري شده‌ام و استاد «جمشيد مشايخي» هم نسبت به اين بنده حقير لطف دارند.
حسيني در ادامه افزود: در محضر شما سخن گفتن كمي دشوار است اما از روح بلند زنده‌ياد «خسرو شكيبايي» مدد مي‌گيرم تا چند كلامي را بگوييم. در يك كلام مي‌توان در مورد اين عزيز سفر كرده بگوييم كه زنده‌ياد «خسرو شكيبايي» تجسم عينيت يافته خلوص بازيگري بود.

* كرامتي: يادم هست روزي، روزگاري... 
در ادامه اين برنامه كليپ «پرتره صورت بي‌نقاب» از آثار شادروان «خسرو شكيبايي» براي حضار در سالن به نمايش درآمد و «مهتاب كرامتي» روي سن آمد و در وصف مرحوم «خسرو شكيبايي» سخن گفت.
وي اظهار داشت: يادم هست روزي، روزگاري زندگي آكنده بود از عشق و عشق توانايي به اميد رسيدن، يافتن، لحظه‌ها را ساختن، دشمني‌ها را بدور انداختن. دلم مي‌خواست درد سينه را مرهمي باشم براي سينه چاكان، من عاشق شدم به خانه پروين، ولي بي‌پروا بگوييم، عاشقانه نمي‌گويم، باورها را بشكن، آري عاشق مرده، اما من هنوز عاشقم، عاشق يك خوشه پروين.

* نجفيان: مرحوم «خسرو شكيبايي» با مردم خالص و فروتنانه رفتار كرد
در ادامه اين برنامه «رسول نجفيان» روي سن آمد و براي حضار در سالن به اجرا برنامه پرداخت و گفت:
خيز و در كاسه زر آب طربناك انداز
پيشتر زان كه شود كاسه سر خاك انداز
ملك اين مزرعه داني كه ثباتي ندهد
آتشي از جگر جام در املاك انداز
عاقبت منزل ما وادي خاموشان است
حاليا غلغله در گنبد افلاك انداز
چشم آلوده‌نظر از رخ جانان دور است
بر رخ او نظر از آينه پاك انداز
غسل در اشك زدم كاهل طريقت گويند
پاك شو اول و پس ديده بر آن پاك انداز
نجفيان در ادامه افزود: درود مي‌فرستم برخانواده و مردم هنر دوست و ياد مرحوم «خسرو شكيبايي» را به سهم خود گرامي مي‌دارم.
در ادامه «رسول نجفيان»، دو اثر خود «رسم زمونه» و «چوپان خراساني» را براي حضار در سالن اجرا كرد.
وي در ادامه طي سخناني گفت: زنده‌ياد «خسرو شكيبايي» با مردم خالصانه زندگي كرد و وقتي جواني از او تقاضاي عكس و امضا مي‌كرد، او با فروتني هر چه تمام با اين جوانان برخورد مهربانانه داشت.
هنگامي كه رسول نجفيان «رسم زمونه» را مي‌خواند، همسر زنده‌ياد «خسرو شكيايي» به ياد او اشك مي‌ريخت.

* مجيد جعفري: بخش عمده كار زنده‌ياد «خسرو شكيبايي» با خانواده‌اش بود
به گزارش فارس، در ادامه اين برنامه «مجيد جعفري» روي سن آمد و در وصف مرحوم «خسرو شكيبايي»، خاطرنشان كرد: صحبت كردن در مورد اين مرد بزرگ كمي دشوار است اما من به‌دور از احساسات مي‌خواهم در وصف او سخن بگوييم كه فكر مي‌كنم بخش‌هايي از اين كلام شنيدني باشد. بخش مهم زندگي «خسرو شكيبايي» با خانواده‌اش بود، او زندگي جداگانه از كارش نداشت، همسرش هم از قديم يكي از دوستانش بود و نتيجه اولين ازدواج او فرزندي بود به نام «پوپك» اما رسم زمانه در سزرمين ما اين طور رقم مي‌خورد كه بزرگان هرگز آسودگي نمي‌بينند و نخبه‌كشي از رسوم ديرينه ما است كه از نمونه آن مي‌توان به ذكرياي رازي، فردوسي و .. اشاره كرد كه آن بزرگواران هم در روزگار سختي زندگي كردند. به هر حال زندگي اول مرحوم «خسرو شكيبايي» به جدايي افتاد و زندگي دومي آغاز شد و حاصل زندگي دوم فرزند ارزشمندي بود به نام «پوريا»، همچنين همسرش «پروين كوشيار» هم تا آخر عمر اين مرحوم همراه و همدل او بود.

سخنراني شهاب حسيني در بزرگداشت خسرو شکيبايي


وي اظهار داشت: زنده‌ياد «خسرو شكيبايي» هرگز زندگي را جدا از كارش نمي‌ديد و اين كار را سخت مي‌كرد اما همسرش با تمام استقامت و عشق او را حمايت كرد تا او به موفقيت‌هاي پياپي دست پيدا كند.
وي در ادامه افزود: همگان مي‌دانند كه زندگي اول مرحوم «خسرو شكيبايي» هم با عشق و محبت به وجود آمد و روزي كه به اتمام رسيد، همه ما حسرت خورديم اما شرايط، سختي‌ها و دشواري‌ها باعث اين جدايي شد.
او گفت: به نظر من مرحوم «خسرو شكيبايي» خوب معرفي نشد و من از اين كار همواره ناراحت بودم اما شادروان «خسرو شكيبايي» تمام زندگي‌اش را به پاي هنر ريخت و عمق نگاه بسيار وسيعي داشت. در بازيگري از تئاتر آغاز كرد و براي خود تعريف مشخصي از بازيگري داشت. او مي‌گفت: بازيگري فعلي است مركب از سه تركيب حس، صدا و حركت و هر سه اين آيتم‌ها را معني مي‌كرد. او عنصر خلاقيت، نويسندگي، كارگرداني و بازيگري را با هم داشت و من افتخار اين را داشتم كه در 9 اثر تئاتر كنار اين عزيز از دست رفته باشم.

بزرگداشت خسرو شکيبايي


* صادقي: حضور زنده‌ياد «خسرو شكيبايي» را در اين مراسم احساس مي‌كنم
به گزارش فارس در ادامه اين برنامه «ژيلا صادقي» مجري هم در وصف مرحوم «خسرو شكيبايي»، گفت: ماه مبارك رمضان سال 1385 افتخار همكاري با اين عزيز را داشتم و در آن مقطع خيلي نتواستم با او صحبت كنم، اما امروز او را در اين جمع حس مي‌كنم و دوست دارم به او بگويم كه چه آرام خفته‌اي و دوست دارم بار ديگر تو را بيينم.
بنابراين گزارش، در ادامه «فاضل جمشيدي» به همراه نوازندگي «پريچهر خواجه» به مدت 15 دقيقه ترانه‌اي براي حضار در سالن قرائت كرد.

مهران مديري در مراسم بزرگداشت خسرو شکيبايي


*مديري: از دست‌نوشته‌هاي مرحوم «خسرو شكيبايي» چيزي نماند جزء غم و اندوه 
در ادامه اين برنامه «مهران مديري» به روي سن آمد و در وصف مرحوم «خسرو شكيبايي»، خاطرنشان كرد: با عرض سلام خدمت حضار در سالن، روح مرحوم «خسرو شكيبايي» شاد و خداوند استاد «جمشيد مشايخي» را براي ما حفظ كند چرا كه او معرفت آن نسل را به ما آموخت.
مديري ادامه داد: هنگامي كه وارد سالن شدم دست‌نوشته‌اي از مرحوم «خسرو شكيبايي» به من دادند تا يكي از آنها را براي شما قرائت كنم اما وقتي آنها را مي‌خواندم، يك چيز مشترك ميان آنها وجود داشت و آن هم غم و اندوه بود و اين سوال به ذهنم آمد كه چرا ما خوشحال نيستيم.
كارگردان «شب‌هاي بربره» تصريح كرد: ما عمدتا مشهوريم، پولداريم و ...اما خوشحال نيستيم، جمله‌اي به ذهنم آمد كه يكي از زيباترين كلام‌هاي تاريخ ايران است كه در فيلم «كمال الملك» ساخته شادروان «علي حاتمي» عنوان شد و در آن كلام استاد «جمشيد مشايخي» درخشان ظاهر شده‌اند. جايي كه «كمال الملك» به «مظفرالدين شاه»، گفت: در ممالك ديگر فراوان هنرمند مثل من وجود دارد و يكي را بيش از ديگري ارج مي‌نهند اما من در اينجا يك تنم و شما با اين يك تن چه كرديد.

* آغداشلو: مرحوم «خسرو شكيبايي» نازنين، با محبت و بي‌آزار بود
به گزارش فارس، در ادامه اين جلسه «آيدين آغداشلو» روي سن آمد و در مورد زنده‌ياد «خسرو شكيبايي»، گفت: با سلام، من اينجا هستم به خاطر اين كه وقتي بزرگي از ميانه مي‌رود، از هر جمعي و جماعتي فرقه‌اي به ياد او جمع مي‌شوند و هر كس به فراخور حال خود هديه‌اي را به ميان مي‌آورد.
آغداشلو ادامه داد: زياد حرفي نيست كه پيش‌تر ناگفته باشد. آخرين ديدار من و مرحوم «خسرو شكيبايي» بر مي‌گردد به زماني كه براي استاد «جمشيد مشايخي» گراميداشتي برگزار شد و قرار نبود او سخن بگويد اما درخواست كردند و او آمد روي سن و زود هم رفت و من فكر نمي‌كردم كه ديگر او را نخواهم ديد.
او ادامه داد: او را از قديم مي‌‌شناختم و هميشه او را دوست داشتم. او نازنيني بود به تمام معنا و هر چه اساتيد از او بگويند درست است، چرا او سراسر مهر بود و از همه مهم‌تر اين كه او آزاري نداشت و از اين امر ثمره‌هاي فراواني برد. در فيلم‌هايي از او كه پخش شد، ديدم كه چقدر جوان، رشيد و قد بلند بود.
وي در پايان خاطرنشان كرد: يكبار با دخترم «تارا» در رستوراني مشغول صرف غذا بوديم كه شادروان «خسرو شكيبايي» با جمعي از دوستانش وارد آن رستوران شد و در ميز ديگري نشست و بعد از لحظه‌اي من را ديد، ايستاد و به من سلام كرد. از آن لحظه بود كه احترام دختر من به من صد چندان شد. او چه زود رفت و رفتنش ساده نبود.

حميد سمندريان و جمشيد مشايخي در مراسم بزرگداشت خسرو شکيبايي  


* سمندريان: خاطرات، هنر را زنده نگه مي‌دارد
به گزارش فارس، در ادامه «حميد سمندريان» به روي سن آمد و گفت: خاطره‌اي ندارم و اما در طول سال اتفاق‌هايي است كه ذهن انسان را پر مي‌كند و اين ايام سپري مي‌شود و به فراخور زمان خاطره‌ها از ميان مي‌روند و چيزي ديگري وارد ذهن مي‌شود و اين كار خوشايند است.
او گفت: خاطره‌ها مي‌توانند يك قاب عكس باشند و يا يك فيلم كه اذهان را پر كند اما اين شاخصه هنر است كه زندگي را ادامه مي‌دهد. امروزه «جمشيد مشايخي» را ديدم كه صدايش مي‌لزرد اما اين صدا، خاطره محبت‌هاي گذشته او است و اين ديدارها است كه خاطرات را زنده نگه مي‌دارد.

*خمسه: با شادوران «خسرو شكيبايي» فضاي شادي داشتم
به گزارش فارس، در ادامه «عليرضا خمسه» به روي سن آمد و گفت: امشب شب شادي است اما هر كس كه مي‌آيد، غمگين مي‌شود.
وي در ادامه افزود: از «خسرو شكيبايي» گفتن همين قدر كه وقتي با او بودم، فضاي شادي داشتم و هميشه صداي خنده‌اش در گوشم وجود دارد، حال سئوال اين جا است كه چرا ما اين قدر مرحوم «خسرو شكيبايي» را دوست داريم.
خمسه با اشاره به اين كه من هميشه شكيبايي را دوست دارم، ادامه داد: او براي من حكم يك جويبار را دارد و اين يك واقعيت است. يادم مي‌آيد او روزي به من گفت: چه دندان‌هاي زيبايي داري...

* رونمايي از كتاب شادروان «خسرو شكيبايي»
به گزارش فارس، درادامه اين مراسم از كتاب شادروان «خسرو شكيبايي» رونمايي شد و به صورت تصويري از عواملي كه در تهيه اين كتاب نقش داستند، مصاحبه‌اي تنظيم شد كه براي حضار در سالن به نمايش درآمد و در ادامه مجري از آقايان «جمشيد مشايخي»، «حميد سمندريان» و «پروين كوشيار» درخواست كرد تا روي سن بيايند و جوايز كساني كه در تهيه اين كتاب نقش داشتند، اهدا كنند كه اسامي اين عزيزان به شرح زير است:
اكبر عالمي، جلال‌الدين معيريان، هادي منبتي، الهام قره‌خاني،ناصر ميرباقري، امير مهرتاش مهدوي، محمد زمانيان، عليرضا داد، احسان ميرباقري، رضا رشيدپور،اسرافيل شيرچي، سام مشايخي، فاضل جمشيدي، بابك ماني، محمد رضا قوام‌پور، جواد مير هاشمي، مونا ميرباقري، فخرالدين ميرباقري، فريدون خسرويان، بهرام گوهري، علي ظهوري‌راد، شراره ايراني، جميد پوركرباسي، محمد حسين فردوسي، حميد جواهري، حسام حاجي‌عباسي، اميد مردان بيگي، جواد ميرهاشمي.
در ادامه لوج تقديري توسط «حميد سمندريان» به استاد «جمشيد مشايخي» اهدا شد.

*طهمورث: مرحوم «خسرو شكيبايي» هميشه اسطوره بود و هست
به گزارش فارس، در ادامه «سياوش طهمورث» روي سن آمد و گفت: در اين مراسم همه در وصف مرحوم «خسرو شكيبايي» گفتند تا او را اسطوره كنند اما من مي‌گويم كه او اسطوره بود. با او ايام خوبي داشتم اما متأسفانه نتوانستم با او هم‌بازي شوم و از اين بابت خيلي حسرت مي‌خورم.

*توكلي: مرحوم «خسرو شكيبايي» مسئول مشغول بود
به گزارش فارس، در بخش پاياني اين مراسم «هوشنگ توكلي» روي سن آمد و گفت: در حوزه روانشناختي يك مطلبي خواندم كه به دلم نشست. در اين مطلب يك تقسيم‌بندي صورت گرفته بود و انسان را به دو دسته مشغول و مسئول تقسيم بندي كرد. اما مرحوم «خسرو شكيبايي» مسئول مشغول بود. او سياست را خوب مي‌شناخت اما جزو هيچ فرقه‌اي نبود. او سالم و سلامت زندگي كرد. 

مهرداد صديقيان در بزرگداشت خسرو شکيبايي


 به جز سخنرانان و تقديرشدگان، از ديگر حضار در اين نشست مي‌توان به: محمدرضا جعفري‌جلوه، هوشنگ گلمكاني، اكرم محمدي، هارون يشايايي، داريوش اسدزاده، امير سيدزاده، ميكائيل شهرستاني، رضا بنفشه‌خواه، فرزين محدث، رضا فياضي، آناهيتا همتي، صدرالدين حجازي، محمد متوسلاني، جعفر پناهي، مسعود رايگان، نظام‌الدين كيايي، حبيب رضايي، امير زند، حسين خاني‌بيگ، حبيب ايل‌بيگي، احمدرضا اسعدي، رحمان مقدم، محمد زرين‌دست، بهاره رهنما، فرهاد بشارتي، هائده حائري، حميدرضا افشار، اصغر بيچاره، رضا استادي، اميرمحمد زند، جليل فرجاد، مازيار رضاخاني، مهرداد صديقيان، مهرداد فلاحتگر و ... اشاره كرد.
مصطفي كرمي تصويردار مصدوم سينما هم مهمان ويژه اين جشن بود.

عليرضا عصار در بزرگداشت خسرو شکيبايي

«عليرضا عصار» نيز در پايان اين مراسم قطعاتي را اجرا كرد.



+ نوشته شده برای دوشنبه بیست و یکم تیر 1389 برای ساعت8:40 توسط مجتبی گروسی |

محمود بهرامي کمدین محبوب ایرانی از دنيا رفت

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: محمود بهرامي بازيگر سينما و تئاتر ايران در 73 سالگي درگذشت. محمود بهرامي كه در بيمارستان لبافي‌نژاد بستري بود به دليل عارضه ريوي دارفاني را وداع گفت.
بنا بر اين گزارش، «محمود بهرامي» كه سابقه بيماري كليوي داشت ، به خاطر عفونت ريه سه هفته در بخش‌هاي عمومي بيمارستان شهيد لبافي‌نژاد تحت درمان بوده و ده روز نيز در بخش مراقب‌هاي ويژه اين بيمارستان بستري بود.
مرحوم بهرامي، در سال 1316 در شهر تويسركان متولد شد. آغاز فعاليت هنري وي از سال 1334 با قصه نويسي در نشريات مختلف بود. همچنين بازي در سينما را از سال 1350 شروع كرد.
ازدواج در وقت اضافه آخرين كار وي بود كه اخيرا در سينماها اكران شد.
آقاي هفت رنگ، اگه مي توني منو بگير، راننده تاكسي، چند مي‌گيري گريه كني، قلقلك، اسپاگتي در هشت دقيقه، بله برون، سيزده گربه روي شيرواني، گاهي به آسمان نگاه كن، بازيگر، شهردار مدرسه، ماه پيشوني، من زمين را دوست دارم، جيب‌برها به بهشت نمي‌روند، مخترع 2001 ، رنو تهران ـ 29 ، بازي تمام شد، دستمزد، سال‌هاي خاكستري، خارج از محدوده، مسافران مهتاب، مدار بسته، پيك جنگل از كارهاي اين بازيگر در فيلم‌هاي پس از انقلاب به شمار مي‌آيند.
از آخرين فعاليت‌هاي تلويزيوني مي‌توان به تله‌فيلم «جفت پوچ» و سريال‌‌هاي «زن‌بابا»،«متهم گريخت»،«تعطيلات نوروزي» و «بزنگاه» اشاره كرد.
مراسم تشييع پيكر اين بازيگر پنج‌شنبه 17 تير از ساختمان شماره 2 خانه سينما به سمت قطعه هنرمندان برگزار خواهد شد.



+ نوشته شده برای سه شنبه پانزدهم تیر 1389 برای ساعت22:37 توسط مجتبی گروسی |

«فريده سپاه‌منصور» به دليل عفونت دور قلب تحت مراقبت‌ ويژه قرار دارد

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: «فريده سپاه‌منصور» كه از روز گذشته در بيمارستان بستري است، به دليل عفونت دور قلب، 72 ساعت بحراني را طي مي‌كند.

فرزند «فريده سپاه‌منصور» در گفت‌و‌گوئی درباره وضعيت جسماني اين بازيگر سينما، تلويزيون و تئاتر اظهار داشت: ايشان تحت نظر هستند و 72 ساعت بحراني‌شان را مي‌گذرانند و هنوز جواب روشني به ما نداده‌اند.
وي افزود: فعلا تحت مراقبت‌هاي ويژه قرار دارند، تا بدنشان به داروها جواب بدهد و آزمايشات لازم انجام شود.
توكلي گفت: مشكل ايشان، رماتيسمي است كه دارند و همان بيماري قلبي كه پزشكان به آن مشكوك هستند. به گفته پزشك معالج‌شان عفونت دور بافت قلب‌شان را گرفته و وضع بحراني دارند و بايد تحت نظر باشند.
فرزند اين بازيگر درباره وضعيت فعلي وي، گفت: ايشان خوشبختانه به هوش هستند و فقط تب دارند. از مردم خوب كشورمان مي‌خواهم كه براي طي كردن اين 72 ساعت بحراني براي مادرم دعا كنند.
براساس اين گزارش، «فريده سپاه‌منصور» صبح روز گذشته به دليل ناراحتي قلبي در بيمارستان شهيد چمران در بخش سي‌سي‌يو بستري شد.
از آخرين فعاليت‌هاي بازيگري اين بازيگر 63 ساله تئاتر، سينما و تلويزيون مي‌توان به فيلم‌هاي سينمايي طهران تهران، ده رقمي، كتاب قانون، قاعده بازي و مهمان مامان اشاره كرد.



+ نوشته شده برای یکشنبه ششم تیر 1389 برای ساعت22:24 توسط مجتبی گروسی |

«سوپراستار» بهترين فيلم جشنواره آسيايي «رنگين‌كمان» شد

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:فيلم سينمايي «سوپراستار» ساخته تهمينه ميلاني جايزه بهترين فيلم جشنواره آسيايي رنگين كمان را كه در شهر لندن برگزار مي‌شود، كسب كرد. در اين رويداد سالانه سينمايي كه به همت مجمع فيلم رنگين كمان و با كمك برخي از منتقدان صاحب نام (از جمله درك ملكوم) و دبيران جشنواره هاي سينمايي برگزار مي‌شود، «سوپراستار» ساخته تهمينه ميلاني توانست جايزه بهترين فيلم را به خود اختصاص دهد.
همچنين در اين جشنواره كه به منظور توسعه آموزش عمومي در زمينه دانش و درك و تحليل فيلم از 7 تا 13 خرداد ماه جاري در شهر لندن كشور انگليس برگزار شد، سيزده فيلم از 6 كشور آسيايي به نمايش درآمد.
سوپراستار پيش از اين نيز در جشنواره داكا جوايز بهترين بازيگر زن و بهترين فيلمبردار را كسب كرده بود.


+ نوشته شده برای شنبه پنجم تیر 1389 برای ساعت11:21 توسط مجتبی گروسی |

بازخواني ماجراي تحصن 12 سال پيش سازندگان فيلم‌هاي «ج» در وزارت ارشاد

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: 12 سال پيش در چنين روزهايي، گروهي از تهيه‌كنندگاني كه به درجه‌بندي فيلم‌هاي‌شان معترض بودند با انتشار نامه‌اي خطاب به وزير ارشاد دولت وقت، خواستار تغيير رويه معاونت سينمايي شدند. 12 سال پيش در چنين روزهايي، گروهي از تهيه‌كنندگاني كه به درجه‌بندي فيلم‌هاي‌شان معترض بودند با انتشار نامه‌اي خطاب به وزير ارشاد دولت اصلاحات، خواستار تغيير رويه معاونت سينمايي وقت شدند.
بنا بر اين گزارش، در آن زمان بر عكس دوره فعلي معاونت سينمايي كه رويه بر تعامل با صاحبان فيلم‌ها است و نظارت نه بر فيلم‌هاي ساخته شده قبلي كه بر فيلم‌هاي ساخته نشده قرار است اتفاق بيفتد، قرار شد تا فيلم‌هاي بازاري (با درجه ج) با محدوديت در اكران و تهيه‌كنندگان اين فيلم‌ها با محدوديت در فعاليت روبه‌رو شوند اما اين اقدام، به چند تجمع مشهور از سوي صاحبان اين دست فيلم‌ها در ساختمان معاونت سينمايي وقت انجاميد.
در اين نامه كه به امضاي حسن كفاش عراقي، علي كفاش عراقي، حميد قدكچيان، ناصر محمدي، يوسفي، احمد حسني‌مقدم، ستار هريس، منصور مزيناني، سيدمحمد قاضي، داود موثقي، ابوالحسن سنماري، حسين فرح‌بخش، محسن مسافرچي، محسن شايانفر، جهانگير جهانگيري، هاشم سبوكي، عبدالحميد انزابي، سيدمحمد برقعي، عبدالله عليخاني، علي غفاري رسيده بود، آمده است: اينجانبان بخشي از تهيه‌كنندگان و كارگردانان فيلم‌هاي توليد شده در سال جاري، ضمن اعتراض نسبت به درجه‌بندي كيفي فيلم‌هايمان كه توسط اداره كل نظارت و ارزشيابي به اين جمع ابلاغ گرديده و مراتب اعتراض را كتباً به مديريت محترم اداره فوق‌الذكر اعلام داشته‌ايم، اما تاكنون هيچ‌گونه اقدامي صورت نپذيرفته است.
جناب آقاي وزير! صادقانه عرض مي‌كنيم با نگاهي به شيوه (ج) به فيلم‌هاي‌مان براي ما، به منزله اعدام بي‌صدا بود! چرا كه پس از ماه‌ها تلاش و صرف هزينه‌اي، بالغ بر يك ميليارد تومان در شيوه درجه بندي جديد مي‌بايد محصولات فرهنگي ما در انبارها توقيف بماند و يا با شرايطي كه امسال براي نمايش آنها به وجود آوردند اين در حقيقت آغاز ورشكستگي بخشي از تهيه‌كنندگان و حذف آنان از صحنه فعاليت آينده است كه اين عمل نه قانوني، نه اسلامي و نه انساني است. بدين جهت از آنجا كه شك و شبهه، براي اين جمع در نحوه درجه‌بندي به وجود آمده تقاضامند است دستور فرماييد اداره محترم نظارت و ارزشيابي پاسخ نكات مبهم ذيل را به اينجانبان كتباً اعلام نمايند:
1- آيا درجه‌بندي فيلم‌هاي توليد شده جنبه قانوني دارد؟
اگر چنين است به استناد كدام ماده و تبصره و آيين‌نامه هيئت محترم دولت و شوراي عالي انقلاب فرهنگي است؟
تا آنجا كه اينجانبان اطلاع داريم، به استناد بند نهم از آيين‌نامه سالن‌هاي نمايش فيلم و همچنين بند 18 از ماده دوم قانون اهداف و وظايف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، درجه‌بندي و نرخ‌گذاري فقط شامل سالن‌هاي عمومي نمايش (سينماها) تأسيسات و خدمات، ايرانگردي و جهانگردي (هتل‌ها) است و آن هم جهت نرخ‌گذاري.
2- چنانچه درجه‌بندي بر فيلم‌هاي توليد شده جنبه قانوني داشته باشد، آيا بند ششم از دفترچه قانوني داشته باشد، آيا بند ششم از دفترچه سياست‌گذاري سال 1377 كه در آن اعلام شده است، فيلم‌هاي با درجه (ج) حق نمايش در سينماهاي ممتاز و درجه يك سراسر كشور را ندارد، برخلاف ماده پانزدهم آيين‌نامه نظارت بر فيلم و صدور پروانه نمايش، نيست كه در آن قيد گرديده است، پروانه نمايش فيلم‌ براي تمام نقاط كشور معتبر خواهد بو به استنثاء نقاطي كه در پروانه نمايش قيد مي‌شود؟
جناب آقاي وزير! به راستي گناه ما چيست؟ اينكه فيلم‌هاي سياه و يأس‌آلود، كه قالب مورد توجه جشنواره‌‌هاي خارجي است، توليد نكرده‌ايم! اين كه فيلم‌هاي بي‌غرض عرضه نموده‌ايم! و يا اين كه چون سرمايه خويش را در طبق اخلاص نهاده تا خوني تازه، در رگ‌هاي اقتصادي سينماي نوپاي بعد از انقلاب اسلامي جاري سازد و مردم گريزان، از فيلم‌هاي كم مخاطب را، به سالن‌هاي سينما بكشاند!
جناب آقاي وزير! اعتقاد ما بر اين است كه سينماي ما، همانند سينماي جهان نياز به توليد فيلم‌هاي مخاطب خاص و عام دارد و فراموش نكنيم كه سينما، علاوه بر نقش فرهنگي، بازار عرضه و تقاضاست و در چارچوب ضوابط قانون مي‌باشد. نبايد به گونه‌اي قيم معابانه مردم كشورمان را از ديدن تعداد زيادي فيلم در سينماهاي مطلوب، محروم سازيم و براين باوريم كه هميشه و همه جاي دنيا، درجه‌بندي كيفي، بر هر نوع كالا، به منزله بالا بودن سطح كيفي و نرخ آن، بر ديگر كالاهاي مشابه است، نه براي ممنوعيت ديگر كالاها و معتقد هستيم كه فيلم‌هاي‌مان از نظر تكنيك و هنري از ارزش نازلي برخوردار نبوده در غير اين صورت طبق بند 14 از ماده سوم آيين‌نامه نظارت بر نمايش فيلم موفق به دريافت پروانه نمايش، نمي‌شدند. حال با توجه به عرايض‌مان ضمن آرزوي توفيق روز افزون براي آن مقام محترم، خواستار رسيدگي هرچه سريع‌تر و دستورات مقتضي به اداره مربوطه هستيم.
به گزارش فارس، در آن زمان (ارديبهشت 77)، به دنبال اعتراض عده‌اي از تهيه‌كنندگان و كارگردانان سينماي ايران در مورد غيرقانوني بودن سيستم درجه‌بندي كيفي فيلم‌ها و بي‌پاسخ ماندن نامه‌هاي قبلي، تحصن ديگري نيز تشكيل شده و در اين مورد نامه‌اي خطاب به رياست جمهوري به امضا رسيد.
گزيده‌اي از نقطه‌نظرات تهيه‌كنندگان فيلم‌هاي سينمايي در آن زمان، در مواجهه با درجه‌بندي‌ها كه آن سال‌، در هفته‌نامه سينماويدئو منتشر شد، به شرح زير است:

*هاشم سبوكي - تهيه‌كننده فيلم «ياغي»:
در زمانه‌اي كه هر رشته ديگري سودآورتر از سنيماست، عده‌اي چون ما با گردآوري سرمايه چند خانواده «فيلم» توليد كرده‌ايم و آگاهي داريم كه در رشته‌هاي ديگري مي‌توانستيم سودي چند برابر اين رشته را كسب كنيم. با نگاهي به قوانين و مقررات متوجه مي‌شويم كه سيستم درجه‌بندي فقط در مورد «سالن‌هاي سينما» و «هتل‌ها و مراكز جهانگردي» سنديت دارد و هيچ قانوني وجود ندارد كه به موجب آن بتوان يك محصول فرهنگي مثلا، «فيلم سينمايي» را درجه‌بندي كرد...
... رويداد تازه‌‌اي كه در اين زمينه اتفاق افتاده اين است، شخصي خيرخواه كه مورد اعتماد اهالي و مسئولان سينماست پا پيش گذاشتند تا غائله را ختم كنند. ايشان توسط دوستاني اعلام كردند كه آقاي «داد» نيز با پيشنهاد شما (مبني بر ارتقاي درجه كيفي فيلم‌ها) موافقت دارند ولي بايد بدانيد كه درجه‌بندي به نفع كل سينماي ماست. ايشان توصيه كردند كه طي نامه‌اي اعلام كنيم كه «درجه‌بندي» به نفع سينماست. ولي در اين مورد خاص بايد در مورد فيلم‌هاي امسال احقاق حق بشود. اين آيين‌نامه ممكن است براي سال آينده مفيد باشد زيرا فيلمسازان پيشاپيش تكليف خود را روشن شده مي‌بينند.
چيزي كه ما را دور هم جمع كرده، شيطنت مدير يكي از نشريات سينمايي است او كه اخيراً فيلمي به سبك فيلم‌هاي قبل از انقلاب تهيه نموده و انتظار دارد درجه كيفي بالايي به فيلم عنايت نمايند با دستاويز قراردادن اين نامه، نظرهاي نادرستي را القا كرده است.

*حسين فرحبخش - تهيه‌كننده فيلم «زخمي»:
ما عليرغم ميل باطني، براي آرام كردن اوضاع و جلوگيري از تشنج، «نامه دوم» را امضا كرديم و اين، از الطاف الهي است زيرا باعث شد دست كساني «رو» شود كه به ظاهر چيزي مي‌گويند و در باطن اعتقاد ديگري دارند. ما حسن نيت خود را نشان داديم اما مــتأسفانه از اين حسن نيت در جهت عكس بهره‌برداري شد.

*علي كفاش عراقي - تهيه كننده فيلم «يورش»:
من معتقد درجه‌بندي اثر هنري كار درستي نيست. همانگونه كه در قانون هم اين مورد پيش بيني نشده است. ارزش‌گذاري روي فيلم‌ها بستگي نام به سليقه اظهار نظر كننده دارد. به عنوان مثال در دوره قبلي فيلمي توقيف شده و فيلم ديگري درجه كيفي «ج» گرفته است. در حاليكه در دوران جديد همان فيلم توقيف شده، با درجه «الف» و فيلم «ج» با درجه جديد «ب» پروانه نمايش گرفته است.
در يكي از نشريات مصاحبه معاونت امور سينمايي چاپ شده بود ايشان اشاره كرده بودند كه فيلم‌هايي درجه «ج» گرفته‌اند كه از نظر محتوايي ضعيف بوده‌اند. اگر اين نظر صحيح باشد، چنين فيلمي اصلاً نبايد پروانه نمايش بگيرد. معتقدم كه فيلم‌هاي ما از نظر تكنيك و محتوا ضعيف نيست و از سليقه مسئولان صدمه ديده است. آقاي «داد» خواسته‌اند كه اگر راه‌كار قانوني وجود دارد به ايشان پيشنهاد كنيم. من پيشنهاد مي‌كنم كه براي اجراي كامل قانون از «بي‌قانوني» بپرهيزند.

*ناصر محمدي - سرمايه‌گذار و كارگردان فيلم «فرار بزرگ»:
وقتي قرار است درباره «درجه‌بندي» روي كالاي فرهنگي صحبتي بشود بهتر است ابتدا راجع به «قانون» حرف بزنيم. آيا اين محصولات فرهنگي نيازي به قانون دارند يا خير؟ اگر قانون نباشد هرج و مرج به وجود مي‌آيد. به همين دليل قانون صراحتاً براي همه كساني كه كار فرهنگي مي‌كنند تكليف روشن كرده است. در مجموعه قوانين مربوط به فيلم و سينما كه توسط وزارت ارشاد منتشر شده، صراحتاً اعلام گرديده فيلم‌هايي كه از نظر نمايش بلامانع تشخيص داده مي‌شود، هيچ منعي براي نمايش آنها در هيج نقطه ايران و هيچ سالن نمايشي وجود ندارد. و گرنه درست مثل اين است كه كتابي اجازه انتشار بگيرد و بعد اعلام كنند اين كتاب در فلان شهر و فلان كتابفروشي حق نشر ندارد. اين حركت «خلاف قانون» است.
دفترچه سياست‌گذاري «قانون» نيست. كما اينكه دفترچه سياست‌گذاري مديريت قبلي نيز «قانون» نبود. اساساً به همين دليل مديريت جديد دفترچه قبلي را نديده گرفته و دفترچه جديد را ارايه داده است. معاونت محترم سينمايي اشاره به اين دارد كه تهيه كنندگاني كه فيلم‌هايشان با درجه كيفي «ج» ارزشيابي شده است، خودشان بروند. بگردند و يك محمل قانوني براي تغيير درجه كيفي پيدا كنند. بهترين راهنمايي براي ايشان اين است كه براي اجراي سياست‌هاي قانوني، خود به قانون مراجعه كنند. اگر همه مطابق قوانين مصوب انجام وظيفه نماينده طبيعي است كه مشكلي پيش نمي‌آيد.

*عبدالله عليخاني - تهيه كننده و پخش كننده فيلم «زخمي»:
سيستم درجه‌بندي ابزاري شده در دست مسئولان كه بنا به سليقه شخصي به هر كس مي‌خواهند «عزت» يا «ذلت» بدهند. اين فيلم‌ها مثل آن است كه معلمي ديكته‌اي گفته باشد و كس ديگري با سليقه ديگري آن را تصحيح كند.
ديدگاه مسئولان متأسفانه اين است كه «تماشاگر» فقط كسي است كه در سينماي «آزادي» يا «عصر جديد» فيلم را مي‌بيند. ايشان شايد نمي‌دانند كه عمده تماشاگران ما كساني هستند كه در اقصي نقاط كشور و شهرستان‌ها با علاقه به تماشاي فيلم مي‌نشينند. فيلم بايد بتواند سليقه تماشاگر بيشتري را تأمين كند. ما بايد فيلمي بسازيم كه مخاطب عام داشته باشد. مخاطباني كه فيلم‌هاي «خاص» ارضاء نمي‌شوند. ما فيلم براي «مرفهين بي‌درد» نمي‌سازيم. آيا مسئول سينماي ما كه خود پيش از اين فيلم‌هايي چون «هي‌جو» و «گربه آوازه خوان» را ساخته است اين موضوع را نمي‌داند؟
شايد فيلم ما با مقررات قبلي درجه «الف» مي‌گرفت اما اختلاف سليقه به حدي است كه امروز ما را دچار سرگرداني كرده است.

*«محسن محسني نسب» - كارگردان فيلم «ياس‌هاي وحشي» و «يورش»:
من اعتقاد دارم كه درجه‌بندي آثار هنري و هنرمند و نگاه كردن به هنر به عنوان يك كالاي مصرفي،‌ توهين بزرگي به جامعه هنري كشور است. از آنجا كه در طول تاريخ اختلاف نظرها و سليقه‌هاي مختلف باعث رشد كيفي آثار هنرمندان شده اين درجه‌بندي سليقه‌اي و يك سويه كردن سينماي كشور در مسيري كه با مديريت‌هاي مختلف طبيعتاً همسو با سليقه‌هاي مختلف تغيير خواهد كرد، جلوي رشد كيفي هنر سينما در كشور را خواهد گرفت. قوانين دست و پا گيري كه معاونت سينمايي براي اين كار قايل شده اگر در دوراني كه ايشان فيلم «زيرباران» را ساخت توسط معاونت سينمايي وقت اعمال مي‌شد طبيعتاً ايشان هرگز نمي‌توانست فيلم «بازمانده» را بسازد. اين اختلاف نظر و سليقه در طول تاريخ همواره در بين هنرمندان جهان بوده و هست. همين اختلاف نظر هم باعث رشد و تعالي هنر در جهان شده است



+ نوشته شده برای جمعه چهارم تیر 1389 برای ساعت11:14 توسط مجتبی گروسی |

14 فيلم زير 500 ميليون، بدون فيلم ميلياردي!

مجتبی گروسی-سینماتوگراف:در سه ماهه اول امسال فيلم‌هاي سينمايي پوپك و مش ‌ماشاءالله، تسويه ‌حساب،‌ به ‌رنگ ارغوان و دموكراسي تو روز روشن بيشترين آمار فروش در مقايسه با فيلم‌هاي ديگر را به خودشان اختصاص دادند. آمار فروش فيلم‌هاي سينمايي روي پرده سه ماهه اول امسال به شرح زير است:

* فروش بالاي 500 ميليون؛
1- «پوپك و مش ماشاءالله» (فرزاد موتمن): 907 ميليون تومان در 67 روز؛
2- «تسويه حساب» (تهمينه ميلاني): 727 ميليون تومان در 68 روز؛
3- «به رنگ ارغوان» (ابرهيم حاتمي‌كيا): 581 ميليون تومان در 62 روز؛
4- «دموكراسي تو روز روشن» (علي عطشاني): 535 ميليون تومان در 35 روز (ادامه دارد)؛

* فروش زير 500 ميليون؛

5- «طلا و مس» (همايون اسعديان): 383 ميليون تومان در 35 روز؛
6- «سلام بر عشق» (اصغر نعيمي): 342 ميليون تومان در 48 روز؛
7- «شير و عسل» (آرش معيريان): 314 ميليون تومان در 42 روز؛
8- «طهران، تهران» (داريوش مهرجويي- مهدي كرم‌پور): 258 ميليون تومان در 55 روز؛
9- «هيچ» (عبدالرضا كاهاني): 256 ميليون تومان در 68 روز؛
10- «آل» (بهرام بهراميان): 223 ميليون تومان در 45 روز؛
11- «ازدواج در وقت اضافه» (سعيد سهيلي): 176 ميليون تومان با 18 سينما در 22 روز (ادامه دارد)؛
12- «عيار 14» (پرويز شهبازي): 155 ميليون تومان در 43 روز؛

* فروش زير 100 ميليون؛
13- «كيفر» (حسن فتحي): 51 ميليون در 11 روز با 19 سينما (ادامه دارد)؛
14- «چشم»: 16 ميليون تومان در 77 روز (فيلم خارجي)؛
15- «موج سوم» (آرش سجادي‌حسيني): 3 ميليون و 400 هزار تومان در 11 روز (ادامه دارد)؛
16- «كودك و فرشته» (مسعود نقاش‌زاده): 2 ميليون و 360 هزار تومان در 29 روز؛
17- «دختران» (قاسم جعفري): 793 هزار تومان در 26 روز؛
18- «بچه‌هاي نابغه» 700 هزار تومان در 20 روز (فيلم خارجي).
توضيح: فيلم «هفت دقيقه تا پاييز» جزو اكران بهاري محسوب نشده است



+ نوشته شده برای سه شنبه یکم تیر 1389 برای ساعت11:1 توسط مجتبی گروسی |

جواهري به‌نام طلا و مس

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: شايد خاصيت بزرگ فيلم هايي مانند طلا و مس آن باشد كه باعث مي شود از آدم هاي جامعه واطرافمان به راحتي و بدون هيچ دغدغه اي گذر نكنيم و نگاهمان معطوف به مشكلات افراد جامعه باشد.

داستان فيلم ساده و بي ادعاي همايون اسعديان درباره "سيد رضا" طلبه جواني است كه براي بهتر درس خواندن از نيشابور به تهران آمده و به شوق يافتن استاد اخلاقي كه وصف او را بسيار شنيده، تلاش هاي بسياري مي كند... همه چيز روبه راه است تا اينكه آقاسيدرضا -اسمي كه همسر طلبه او را اينگونه صدا مي زند- متوجه بيماري خاص همسرش -زهرا سادات- مي شود و به ناچار براي تأمين هزينه درمان او تغييراتي در شيوه زندگي اش مي دهد...

"طلا و مس" را نبايد از دست داد كه شديدا در اين بحران سينمايي كشور ارزشمند است و ديدني... شايد اين شعري كه استاد اخلاق در درسش براي طلاب مي خواند، كمي داستان فيلم را برايتان بازتر كند:

از كيمياي مهر تو زر گشت روي من
آري به يمن لطف شما، خاك زر شود

در این دوره و زمانه که از سینمای دینی گاهی فقط نامی بیشتر باقی نمانده است، آثاری‎ ‎سینمایی که در این حوزه ساخته می‌شوند، به‌طور معمول پیام زیادی برای عرضه ندارند و این‎ ‎پیام‌ها و شعارها هستند که بر تکنیک‌های روایی و ساختاری سایه می‌افکنند و نتیجه‌اش‎ ‎هم این می‌شود که تماشاگران از آثار تولید شده در این ژانر استقبال چندانی‎ ‎نمی‌کنند.‏ ‏"طلا و مس" اثری است که در ژانر سینمای دینی- میهنی ساخته شده و کوشیده است تا ایدئولوژی‌های مورد نظر کارگردان را با زبانی نسبتاً جـذاب‌تر بیان کند و بتواند دل عامه مخاطبان را به‌دست آورد.‎

در فیلم «طلا و مس»، همایون اسعدیان با خلق شخصیت‌هایی جذاب توانسته به موقعیت‌های دراماتیک قهرمان‌هایش حس‌و حالی تازه ببخشد. در میان این شخصیت‌ها، ‎2 کاراکتر اصلی روایت نقش مهمی در دراماتیزه کردن روایت دارند و به همین دلیل تاثیرگذاری آنها بر بستر روایت غیرقابل انکار است و هر 2 شخصیت اصلی با کنش‌های خود روایت را پیش می‌برند.‏ تیپ‌ـ کاراکترها و ساختار روایی که در طلا و مس می‌بینیم، عطش تماشاگر سینمای دینی را برآورده می‌کند. اسلوب روایت هم به گونه‌ای است که با آنچه امروز در سینمای به اصطلاح معناگرا دیده بودیم، متفاوت است و تماشاگر با قهرمان‌های قصه کاملاً همذات‌پنداری می‌کند ضمن اینکه طبق اسلوب سینمای دینی، خبری از تحولات درونی آنی نیست و فييم از این منظر شرافتمندانه است. باید‏‎ ‎پذیرفت در زمانه‌ای که سینما به اوج روایت‌پردازی رسیده و تماشاگران در مواردی هیچ پنداشته می‌شوند تا فیلم‌های "تیر و تخته‌ایگ ببینند، طلا و مس روایتی آبرومند از عشق و دینداری در چارچوب روابط زناشویی است.

یکی از ویژگی‌های موفق این فیلم، تأکید بر جنبه‌های عمومی زندگی است که به صورتی کاملاً بصری و نزدیک به واقعیت به تصویر کشیده می‌شود و کارگردان، جهان قائم به ذاتی خلق می‌کند که قوانین و آدم‌های خودش و حتی فیزیک خودش را دارد. تماشاگر نیز می‎‌‎تواند در این جهان فراگیر واقعی گم شود.‏


از دلایل ديگر موفقیت فیلم طلا و مس، رسیدن به ذات آدم‌هاست که فیلم را به معانی عمیق‌تری پیوند می‌زند. در زندگی یک روحانی همه چیز به تصویر کشیده می‌شود و ما شاهد هستیم که در زندگی زناشویی یک روحانی نیز نوری آسمانی تجلی می‌کند تا الگویی شود همچون فرش در حال بافت فیلم برای دیگران.‏ طلا و مس از طریقه زندگی یک روحانی تصویری بنیادین از عشق نمایش می‌دهد تا تبديل به آموزه‌ای استوار حتی برای سينماي جهان شود.

مهدی وزیریان در باب طلاو مس می نویسد: طلا و مس حکایت طلبه جوانی ست که برای آموختن علم اخلاق به تهران می آید و در نهایت چیزی غیر از آنچه نوشته بر جزوات است (و در حقیقت همان ها را) می آموزد.

اخلاق چیست؟ رسم بهتر بودن؟ روش سلوک تعالی؟ راه زندگی برتر؟ خب همه این ها هست، اما مصادیق آن در چه چیزهایی یافت می شوند؟ اصولاً این بحث نسبی بودن اخلاق تا چه حد صحیح است؟ اصلاً مگر اخلاق تئوری دارد؟ اگر دارد پس این ندای درون چیست؟ پس این "فَالهَمَها فُجورَها وَ تَقواها" چیست؟ اصلاً مگر آن درس نخوانده روستایی بیشتر از این دکترا دار شهر نشین ادب و اخلاق دارد؟ این بحث ها برای چیست؟ به نظر من این ها فراری ست ناخودآگاه برای وارد عمل شدن.

"طلا و مس" حکایت طلبه ای است (طلبه به معنای کسی که می جوید و می کاود و در طلب است، طلب بهتر بودن) در جستجوی دروس اساتید اخلاق، و در عین حال طلبه ای برای زمان حال، با آن همه گرفتاری های زمانه ای و مردمی. نگاه های منفی بسیاری را باید بپذیرد و مشکلات را ببیند و چشم را بر ناهنجاری هایی که به چالش می کشند همه دین و ایمانش را ببندد و... خود را از این منجلاب به سلامت بیرون بکشد.

فیلم در دام خوش واقع گرایی ست، نه از سیّد فرشته می سازد و نه از همسرش ایده آل ترین و نه از جامعه و مشکلاتش چشم می پوشد. آنجا که به دختر صاحبخانه با سندرم داونش اشاره می کند و سید را در مقطعی دچار خشم بروز داده نشان می دهد -و همسرش را نیز- و همدرس های سید را که حسرت همسر پولدار را می خورند. پارتی بازی پزشک بیمارستان با بیمار آشنای دکتر صالحی را می گوید و نحوه برخورد پزشک و انترن ها در بیمارستان با بیمار را نکوهش می کند (چه صحنه غم انگیز و تاثیرگذاری است با همه واقعی بودنش آن جا که پزشک زهرا سادات به همراه دانشجویانش بالای سر اوست و دست و پای او را بالا می برد و رها می کند، انگار که مرده ای است که جان و روح و احساس ندارد) در حقیقت سیاه یا سفید نبودن شخصیت ها و واقعیات دارد به عادت رایج سینمای ما تبدیل می شود که امری بسیار مبارک است.

سید نماد یک انسان معتقد واقعی است که چالش هایش با دنیا او را از انجام تکالیفش باز نمی دارد، اگر پرستار به او کنایه می زند پاسخ نمی دهد، در قبال دخترش تا حد امکان با سعه صدر برخورد می کند، در نبود همسرش جای خالی او را در احساس پر نمی کند و وفادار می ماند و در جای جای حرام و حلال زندگی، از بازگرداندن سریع قرضش گرفته تا کشیدن دائم پرده برای جلوگیری از نگاه حرام، سعی خود را به کار می بندد و می ماند. اما او معصوم هم نیست و در قبال سختی های زندگی و اعمال ظاهراً دیوانه وار همسرش بر سر او داد می زند تا ببینیم که ظرفیت انسانی او ماوراء تصور هم نیست.

همسر او اما یک زن نمونه است؛ همسری وفادار و مادری مهربان و همسایه ای دلسوز. اوست که دختر صاحبخانه را تنها برای رضای خدا به خانه می آورد و به او که دائم در حال گوش کردن به آهنگ های غنايی است، قرآن می آموزد و برای دخترش که دارد در خانه ای با آموزه های دینی بزرگ می شود، می رقصد و در این راه، تعادل را برای دنیای کودکانه هر دو بازمی گرداند. او در عین حال زن است، با همان احساسات متلاطم و هم اوست که دختر صاحبخانه و مادربزرگش را وقتی از بیماری اش رنج می کشد، از خانه بیرون می کند و بی جهت به تقلا می پردازد و خانه را به هم می ریزد. و در عین این ها وقتی به سید زن دیگری را برای جانشینی خود معرفی می کند و با شوخی به ظاهر جدی سید در قبال این امر بر می خورد، آشفته می شود.

سینا حبیبی یکی دیگر از منتقدان سینما در تحلیل طلاو مس مي‌نويسد: نكته‌اي كه پيش از اين و براي اولين بار در فيلم «زير نور ماه» هم ديده بوديم. با وجود اين مشكلات اين طلبه جوان بايد ريسمان زندگي‌اش را خود ببافد و آن را سر و سامان دهد و اين جاست كه بافتن آن فرش مي‌تواند استعاره‌اي باشد براي سر و سامان دادن به زندگي‌اش و مي‌بينيم كه با بافتن آن قالي بار ديگر زندگي‌اش بهتر مي‌شود و او خود را پيدا مي‌كند. قصه ساده و پر معناي اسعديان در همين نكات و جزيياتش نهفته است.

"طلا و مس" از اين جهت فيلم خوبي است كه ادعايي ندارد، پيام اخلاقي و شعار نمي‌دهد فقط داستانش را روايت مي‌كند. داستاني كه تا حد امكان بي‌طرف است و بيننده را به درون زندگي ساده اين طلبه مي‌برد.

"طلا و مس" يك درام خانوادگي است كه درون مايه‌اي مذهبي دارد. اين موضوع بيشترين كاركردش را در پايان فيلم نشان مي‌دهد. زماني كه طلبه جوان به سخنان استادش درباره عشق در زندگي گوش مي‌دهد و اينجاست كه مي‌بينيم اين طلبه اين آموزه‌ها را نه در كلاس درس بلكه در داخل همين زندگي‌ روزمره‌اش مي‌آموزد. زندگي كه بر پايه حجب و حيا تشكيل شده و هرچه مي‌گذرد، عمق آن بيشتر مي‌شود كه آن را مي‌توان تلفيقي از زندگي اسلامي ايراني دانست.

در اينجا بايد اشاره كرد "طلا و مس" داستان خودش را دارد. يعني قرار نيست صرفاً به خاطر دست گذاشتن روي روحانيت، آن‌ها را به چالش بكشد وبا شوخي با خط قرمز‌ها براي خود هوادار جمع كند.

بلكه داراي يك داستان عاشقانه است كه فقط شخصيت اصلي آن يك روحاني جوان است براي همين «طلا و مس» را مي‌توان يك اثر شريف دانست.

با توجه به داستان سر راست و روان آن و موضوع عاشقانه‌اي كه در فيلم نهفته است، مي‌توان انتظار داشت كه اين فيلم همان طور كه مورد توجه منتقدان قرار گرفت، مورد توجه مردم نيز قرار گيرد.

محمد مهدي خالقي نيز در خصوص طلا و مس می نویسد: نکته مثبت طلا و مس برخلاف بيشتر آثار جشنواره هاي ايران، ترسيم خانواده اي با شخصيت و باهويت و بسيار نزديک به بيشتر خانواده هاي ايراني است. آنچه درآثار سال‌هاي اخير سينماي ايران ديده ايم، خانواده هايي پراختلاف و در حال پاشيدن يا ازهم پاشيده و سست پايه‌اي است که مشکلي کوچک مثل فقر، بيماري، و... آنها را درمعرض ازهم پاشيدن قرار مي دهد. حتي در فيلم خواب‌هاي دنباله دار خانم درخشنده که گويا خانواده اصلي مشکلي ندارند، در سکانس مجتمع آپارتماني و با صداي خارج از قاب، به زور سروصداي يک دعواي خانوادگي به خورد تماشاگر داده مي شود. اما در طلا و مس رابطه سيد و زهرا و آنها و بچه ها آنقدر عادي و طبيعي است که مثل يک موسيقي -فيلم خوب اصلاً به چشم نمي آيد.

بازي بسيار خوب جواهريان که بيشتر انتخاب هاي بازيگري‌اش ازقضا در نقش‌هاي بيمار است نيز، به ترسيم موقعيت‌‌‌‌هاي مختلف اين رابطه عاشقانه و گرم کمک مي کند. از يک نقش خارق العاده و شايد کم ديده شده در اين فيلم هم نبايد به سادگي گذشت. بازي حاجي فرش فروش بسيار واقعي، طبيعي و درخشان به نظر مي رسد.



+ نوشته شده برای شنبه بیست و دوم خرداد 1389 برای ساعت11:13 توسط مجتبی گروسی |

پروژه سينمايي «آسمان هشتم» در مشهد جلوي دوربين رفت

مجتبی گروسی-سینماتوگراف: پروژه سينمايي آسمان هشتم در مراسمي با حضور معاون سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و جمعي از هنرمندان در مشهد آغاز به كار كرد.  نويسنده و كارگردان فيلم پنج‌شنبه شب در اين مراسم، با اشاره به ضرورت توسعه سينماي ديني در كشور گفت: همه ما بايد براي بازگشت به سينمايي كه همراه با خانواده به‌راحتي به توان آن را مشاهده كرد، تلاش كنيم.
حسن نجفي كه آسمان هشتم نخستين تجربه كارگرداني وي است، تصريح كرد: اگر كارگردان لايه پوچ ظاهري را كنار نگذارد، با مشاهده فيلم اتفاقي در بيننده مي‌افتد.
وي با بيان اين كه متاسفانه امروز شاهد مرسوم شدن نمايش فقر و بدبختي در سينماي ايران هستيم، خاطرنشان كرد: در اين فيلم تلاش مي‌شود اميد و ايمان به نمايش گذاشته شود.
تهيه كننده اين فيلم نيز عنوان كرد: در ادامه روند حمايت تهيه‌كنندگان مطرح سينماي ايران از توليد فيلم‌هاي ارزشي، امروز همزمان با ولادت حضرت فاطمه (س) تصويربرداري فيلم سينمايي آسمان هشتم در مشهدالرضا(ع) آغاز مي‌شود.
جمال شورجه با تقدير از پيشتيباني و حمايت آستان قدس رضوي و شهرداري مشهد در ساخت اين فيلم، از شفيع ‌آقامحمديان و روح‌الله برداري به عنوان ديگر تهيه‌كنندگان اين اثر نام برد.
وي با اشاره به انتخاب بازيگران اصلي اين فيلم از كشور آذربايجان، دوزبانه بودن فيلم و استفاده از زيرنويس، اظهار اميدواري كرد كه اين فيلم به تواند با اتمام مراحل توليد، در جشنواره فجر 89 حضور يابد.
همچنين معاون سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در اين مراسم گفت: در راستاي حمايت از كارگرداناني كه براي نخستين بار اقدام به فيلمسازي مي‌كنند، مركز گسترش سينماي مستند و تجربي ايران نخستين قرارداد خود را با اين فيلم منعقد كرده است.
جواد شمقدري با اشاره نزديكي و همزادپنداري عوامل اين فيلم با يكديگر، از مسئولان استاني خراسان رضوي كه ساخت اين فيلم را مورد حمايت قرار داده‌اند، قدرداني كرد.
مراحل تصويربرداري اين فيلم در دو شهر باكو كشور آذربايجان و شهر مشهد صورت گرفته و شاخص‌ترين بازيگران ايراني اين فيلم محمد كاسبي، هادي قميشي و رحيم نوروزي هستند.


+ نوشته شده برای یکشنبه شانزدهم خرداد 1389 برای ساعت11:51 توسط مجتبی گروسی |

منوی اصلی

دسته بندی خبر های سایت

درباره ی سایت ما


خبرنگار آزادم -اين وب سايت مخصوص سينماي ايران است در اين سايت شما از آخرين اخبار- عكسهاي فيلمهاي در حال ساخت-نقد فيلم-وحاشيه هاي سينماي وطن با خبر ميشويد منتظر نظرات زيبايتان هستيم -لطفآ براي اطلاع از جديدترين خبرهاي به موضوع مورد نظرتان مراجعه كنيد
وبرای نظر دادن به انتهای سایت مراجعه کنید

آرشیو سایت

سایتهای دیگر ما

لینک های روزانه

امکانات

« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

از لطفتان متشکرم
Counter Powered by  RedCounter

استاد بنان-برای دریافت کد کلیک کنید

کلیه ی حقوق مادی و معنوی سایتcinemama محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم